Monday, September 13, 2004

این یک شعار نیست، باور کنید!

«زندگی کردن» میون ایرانی جماعت؛ هرگز به راحتی حرف زدن درباره ی اون نیست!
به قول یکی از این فیلما، فضولی و حسادت، شغل دوم همه ما ایرانیاست! به محض اینکه حس کنیم یکی یه جورایی مطابق میل ما نیست، دیگه باید فاتحه طرفو خوند!!!!! شایدم به همین خاطر بوده که این ضرب المثل بسیار بسیار بسیار بسیار احقانه رو واسه خودمون ساختیم و یه عمره داریم زیر لب زمزمه میکنیم که:
«خواهی نشوی رسوا، همرنگ جماعت شو!»

اما...

اما..... ما که همرنگ این جماعت نیستیم!
ما که طرز فکرمون با طرز فکر این مردم فرق داره.
ای وای! حالا باید چیکار کنیم؟
باید همرنگ جماعت بشیم؟؟
باید تسلیم جماعت بشیم؟؟؟

نه...

نــــه....
اصلا چرا باید همرنگ جماعت بشیم؟
کی گفته باید اونطوری زندگی کنیم که جماعت میخوان؟
چه دلیلی وجود داره که خودت رو فراموش کنی؟
مگه به خودت اعتقاد نداری؟
مگه به شعور خودت اطمینان نداری؟
مگه واسه خودت احترامی قائل نیستی؟
خب، پس چرا باید کاری رو بکنی که جماعت میخوان؟
نه!
هرگز نباید از ترس رسوایی همرنگ جماعت شد...
چون با این کار، فقط به خودمون توهین میکنیم.
به عقل خودمون
به انتخاب خودمون
به انسان بودن خودمون...
اما خب، بعضی وقتا آدم مجبوره همرنگ جماعت بشه تا بتونه زنده بمونه! مثل الان ما!! ولی باز اینم توجیه پذیر نیست. باید نهایت سعیمون رو بکنیم که از این همرنگ بودن احمقانه بیایم بیرون... اگه بخوایم از ترس رسوایی، تا ابد همرنگ جماعت بشیم، سرنوشتمون میشه مثل اونایی که قبل از ما زندگی میکردن و هیچوقت نتونستن خودشون باشن.

خودت باش!
میدونم، اصلا کار ساده ای نیست! اما میشه کم کم شروع کرد...
فقط باید خواست...
باید اراده کرد....


...............................

یه چیز دیگه!
به نظرت بهتر نیست از امروز به جای اینکه بگیم: «خواهی نشوی رسوا، همرنگ جماعت شو»، بگیم:
خواهی نشوی همرنگ، رسوای جماعت شو؟!

  • داریوش

7 Comments:


At 11:05 AM, Blogger آدم آهنی said...

جماعت انقدر رنگارنگ هستن كه بشه به راحتي همرنگشون شد.

 

At 7:43 PM, Anonymous Anonymous said...

دلم مي خواد لااقل 10 در صد خواننده هاي اين نوشته به حرفت عمل كنند. دلم مي خواد حداقل تنها كه هستند، خودشون باشند. دلم مي خواد وقتي با كسي مي خوابن و توي رختخواب اند خودشون باشند. اما فكر كنم يه روز بشر پرواز كنه، ولي اين آرزوي من و تو عملي نشه.

 

At 5:26 PM, Blogger alireza said...

man digaran ro nemidonam valy midonam ke khodam kheily delam mikhad injory basham valy nemitonam

 

At 2:51 PM, Anonymous Anonymous said...

ما نباید جوری زندگی کنیم که جماعت می خوان ولی باید اینو هم یادمون باشه که بعضی چیزا برای رو شدن ، موقعیت و ظرفیت خودشونو لازم دارن

مهدی
http://hamzaaad.persianblog.com/

 

At 11:35 PM, Blogger آراد said...

موافقم . باید یک رنگ بود لا اقل به خاطر و برای خودمون و دیگه خودمونو که نمیتونیم گول بزنیم . میتونیم؟ موفق باشید . همچنین ازتون به خاطر نامه ای که برام نوشتین ممنونم. خیلی خیلی ممنونم . شاد و سلامت باشین

 

At 9:20 AM, Anonymous Anonymous said...

سلام به همه.
من از این به بعد همراه با گذاشتن پست جدید، حرفایی که درباره راهنمایی های شما درباره پست قبلی به ذهنم میرسه رو مینویسم...
درباره این پست؛ یه چیزی بود که تو نوشته ام درست و حسابی بهش اشاره نکردم! و اونم اینکه حرفای من فقط محدود به بحث همجنسگرایی نمیشه. میخواستم بگم بیایم تو همه کارامون دست از فیلم بازی کردن برداریم... منم قبول دارم که بعضی وقتا لازمه آدم افکارشو به خاطر اینکه بقیه کشش ندارن از جمع پنهون کنه و خودشو مثل اونا نشون بده، ولی این قضیه تا یه حد خاصی توجیه پذیره و اگه از حد خودش بالاتر بره، میشه مثل جامعه الان ما، که اصلا نمیشه فهمید کی به کیه!! از بس دروغ میگیم و سعی میکنیم خودمون رو همرنگ جماعت نشون بدیم!
ببین، همه مون دلمون میخواد که یه رنگ باشیم. اونم رنگ خودمون، نه رنگ بقیه! ولی وقتی توی کوچکترین کارامون هم واسه همدیگه فیلم بازی میکنیم، چه انتظاری داریم که این آرزو واقعیت پیدا کنه؟
میشه شروع کرد... من که شروع کردم. به اینم فکر نمیکنم که بقیه چیکار میکنن! زندگی خودمه، و میخوام طبق ارزشای خودم پیش بره. همین!
(اما واقعا این کار اینقدر محال و دور از دسترسه که اینجوری ناامیدانه بهش نگاه میکنیم؟)
یه بار دیگه میگم: فقط باید خواست...

مرسی از لطف همتون...

داریوش

 

At 7:12 PM, Anonymous sam said...

man hargez ham range jamaet nashodeh ve namisham,be khatreh in bahyeh sangini pardakht kardam,
vali khosh ham ,age kasi ro nadarm khodam ro daram.ehsasam ro bavar daram,man 1-bar bishtar zendegi namikonam.pas mi kham range kasi nabasham.

 

Post a Comment

<< Home